• 117269
    كثر الحديث عن المواطنة ومقارباتها المتعددة. فقد دأبت مؤسسات ومراكز على تنظيم ملتقيات لدرس الموضوع والتفكير الجماعي فيه، متنقلة بين ثناياه بحثاً عن
    الما ظلت قيادة القطارات حكرا على الرجال، ولكن المرأة الهندية بدأت تزاحم الرجال في هذا المجال، فكانت ممتاز قاضي أول سائقة قطار مسلمة حتى العام
    رغم الانتهاکات الواسعة لحقوقها والتهمیش المتواصل لها، الا انها مارست ادورا هامة جدا، قل نظیرها عند الامم الاخری، فقد برزت المرأة عند العرب علی مر
    تواكب المراة الاهوازية المتعلمة كباقي نساء العالم حركة التطور العالمية و اليقظة ذاتية التي تعم معظم شرائح المجتمع البشري و وتتمثل هذه اليقظة من خلال
    في الثامن من أذار, اليوم العالمي للمراة أزكى تهاني " الأهوازيات "إلى كل إمراة في العالم
           
    معیارهای حقوقی توانمندی زنان
    2011/07/21

    .مقدمه :
    بی شک جهان امروز در حال تحول و دگرگونی و پیشرفت است و این تحولات خود موجب پیدایش نیازهای جدید می گردد وقطعاً پاسخ به آن نیازها ضروری می باشد. واقعیت زندگی اقتضا می کند که حقوق و قوانینی که برای ایجاد نظم عمومی وضع شده اند پاسخ قانع کننده ای به آن واقعیت ها بدهند و بتوانند نیازهای جدید را برطرف کنند.
     

    پیشرفتهای علمی حاصله ، در حقوق تأثیر گذاشته و باعث می گردد که قوانین تغییر یا حداقل متزلزل و قابل ایراد گردد. براین مبادی تغییر قوانین از مهمترین وظایف هر دولتی است . البته باید توجه داشت چگونگی تغییر قوانین بستگی به روند پیشرفت فرهنگی ـ اقتصادی ـ اجتماعی و سیاسی آن دولت خواهد داشت.
     

    قبل از تعمق می توان پی برد که بدون در نظر گرفتن نیمی از سرمایه انسانی جامعه (زنان) به توسعه همه جانبه ، متوازن و پایدار نمی توان دست یافت . واقعیت این است که ما در دوره ای زندگی می کنیم که مقبولیت و مشروعیت دولت ها با میزان مشارکت اجتماعی مردم به ویژه زنان سنجیده می شود، تجربه جهانی ثابت کرده که حضور زنان در عرصه عمومی و سطوح تصمیم گیری به اصلاح نظام اداری و بهبود کیفیت خدمات دولتی در کشورهای در حال توسعه کمک شایانی کرده است، بنابراین برعهده قانونگذاران است که با فراهم سازی زمینه های توانمندسازی زنان به رشد اقتصادی و توسعه مبتنی بردانش کشور کمک کنند و مطمئناً عدالت اجتماعی نیز ایجاب می کند که به توانمندسازی زنان بپردازیم. مقاله ای که پیش رو دارید نگاهی دارد به معیارهای حقوقی توانمندسازی زنان از دیدگاه حقوقی و با تکیه بر برخی از تجربیات عملی در موسسه راه توانمند زیستن (راهی).
     

    توانمندسازی زنان چیست؟
    طرح مساله نقش زنان در توسعه در سطح کلان از لحاظ خاستگاه تاریخی به تحولات بعد از جنگ بین الملل دوم باز می گردد، زمانی که غرب برای مقابله با خطر کمونیسم، گرابش شدیدی به طرح مساله توسعه در رابطه با کشورهای توسعه نیافته پیدا البته در آن مقطع، با مفهوم رشد همراه شده بود ولی به تدریج، پس از عطف توجه به افزایش رشد، متعاقباً دموکراسی نیز مطرح گردید و توسعه اجتماعی هم به این مباحث افزوده شد. طی این فرایند،نظریات توسعه در غرب شکل گرفت، لیکن به دلیل ویژگی های فرهنگی،سنخیتی با جهان سوم نداشت.پس از دهده۱۹۷۰،به مهمترین وجه توسعه،یعنی نیروی انسانی توجه شد ودرهمین زمان بود که موضوع نقش زن در توسعه مورد توجه قرارگرفت.
     

    از زمان طرح موضوع نقش زنان در توسعه،رهیافت های متفاوتی برای تعریف محتوای برنامه های آن در مقاطع تاریخی مختلف بیان شده است که می توان آن را در سه نوع کلی مطرح نمود:
    ۱- نظریات رفاهی،مساوات وفقر زدایی
    ۲- نظریه کارآیی
    ۳- نظریه توانمندسازی.
     

    نظریه مقبولتر امروزی توانمند سازی می باشد.این نظریه استقلال سیاسی و اقتصادی را دو جزء مهم دانسته و مشارکت زنان در حیات اجتماعی را توصیه می کند.نظریه توانمندسازی بیشتر براساس نوشته های محققان جهان سوم بر حسب نیازشان شکل گرفته است و نشان می دهد که ورود زنان به فرایند توسعه یک جنبش وارداتی از غرب نیست.(زهراشجاعی،۸:۱۳۷۹)
     

    تعاریف گوناگونی توسط صاحبنظران در زمینه توانمندسازی ارائه شده است که از آن جمله می توان به نظرات زیر اشاره کرد:
    «توانمند سازی یعنی اینکه مردم باید به سطحی از توسعه فردی دست یابند که به آنها امکان انتخاب بر اساس خواست های خود را بدهد.»( شادی طلب ،۵۴:۱۳۸۴)
    «توانمند سازی اصطلاحی است برای توصیف همواره کردن راه خود یا دیگران برای تلاش در جهت دستیابی به اهداف شخصی» (ابوت و والاس، ۳۱۱:۱۳۷۶)
     

    « توانمند سازی به تدارک و تسلط بیشتر بر منابع و کسب منافع برای زنان اطلاق می شود.توانمند سازی فرایندی است که طی آن افراد، برای غلبه بر موانع پیشرفت،فعالیت هایی انجام می دهند که باعث تسلط آنها در تعیین سرنوشت خود می شود. این واژه به مفهوم غلبه بر نابرابری های بنیانی است. توانمند سازی یک زن به این مفهوم است که او برای انجام برخی کارها توانایی جمعی پیدا می کند واین امر به رفع تبعیض میان زنان و مردان منجر می شود ویا در مقابله با تبعیض های جنسیتی در جامعه موثر واقع می گردد.(دفترامور زنان نهاد ریاست جمهوری و صندوق کودکان سازمان ملل متحد ،۱۴:۱۳۷۲)
     

    معیارهای توانمندسازی زنان

    الف)معیارهای نظریه توانمند سازی
    طبق نظر تئوریسین های پیشگام نظریه توانمندسازی ، این نظریه ۵ مرحله از برابری را در بردارد و معیارهای آن عبارت است از:
    ۱ـ رفاه
    ۲ـ دسترسی به منابع
    ۳ـ آگاهی
    ۴ـ مشارکت
    ۵ـ کنترل
     

    طبق این نظریه مدارج بالای برابری خود به خود به عنوان مدارج بالای توسعه و توانمندی محسوب می شود.
    رفاه به عنوان اولین معیار ،مرحله ای است که طی آن مسائل رفاه مادی زنان- مانند وضعیت تغذیه و درآمد خانوار- در مقایسه با مردان مورد بررسی قرار می گیرد.
     

    " خانم م.ج ازمراجعین موسسه راهی زنی بود که بدو ورود خویش به موسسه از اعتماد به نفس بسیار اندکی برخوردار بود وحنی مایل بود فرزند دو ساله خود را سر راه بگذارد تا کودک بتواند زندگی خوبی داشته باشد لیکن با بدست آوردن کار(یک منبع مالی مستقل)توانست به درجه ای از توانمند سازی برسد که بتواند با تکیه بر رفاه مادی خویش از همسر معتاد خود جدا شده وزندگی مستقلی با فرزند کوچکش آغاز نماید."
     

    دومین مرحله ، به معنای این است که زنان دارای حق برابر با مردان در دسترسی به منابع در حوزه خانواده و درمقیاس بزرگتر، در سیستم کشوری می باشند.
     

    سومین مرحله برابری متضمن تشخیص نقش های جنسی و جنسیتی است که به فرهنگ بستگی داشته و قابل تغییرند و تا جایی باید پیش رفت که تقسیم کار بر حسب جنسیت مطلوب هر دو طرف باشد و نباید به معنای سلطه یک جنس بر جنس دیگر تلقی شود.
     

    در مرحله مشارکت، برابری در مشارکت به معنای مشارکت دادن زنان در پروژه هایی است که آنان به نوعی در آن ذینفع هستند.به طور کلی افزابش حضور زنان در جامعه عامل بالقوه مشارکت و افزایش سطح تواناسازی زنان است.
     

    معنی آخرین مرحله نظریه افزایش مشارکت زنان در حد تصمیم گیری است است به نحوی که آنان را به سوی توسعه فزاینده سوق می دهد.
     

    ب)معیارهای توانمند سازی در اسلام
    از نظر بسیاری از صاحبنظران فقهی اندیشه اسلامی به انسان بودن زن و مرد در نظام آفرینش از دیدگاه واحدی می نگرند و فقط نقش ها و مسئولیت ها بین آن دو تقسیم می شود و آیات متعددی در قرآن برعدم برتری جنسیتی در آفرینش نوع انسان تأکید کرده است از جمله در سوره نساء آیات ۱ـ۷ـ۳۲ـ۱۹ و سوره روم آیه ۲۱ و سوره اعراف آیه ۱۸۹ و سوره احزاب آیه ۳۵ می توان ذکر کرد.
     

    آیت الله خامنه ای در این خصوص می گوید: :«زن را از سه دیدگاه می شود مورد ملاحظه قرار داد تا بینش اسلامی به زن آشکار شود:
    دیدگاه اول، نقش زن به عنوان انسان در راه تکامل معنوی وانسانی است.در این دیدگاه زن ومرد هیچ تفاوتی با یکدیگر ندارند.
    دیدگاه دوم، در زمینه فعالیت های اجتماعی و سیاسی و علمی و اقتصادی است.از نظر اسلام میدان فعالیت و تلاش علمی و اقتصادی و سیاسی برای زنان کاملاً باز است. اگر کسی به استناد بینش اسلامی بخواهد زن را از کار علمی و تلاش اقتصادی محروم کند، برخلاف حکم خدا حرفی زده است.فعالیت هابه قدری است که توان جسمی و نیازها وضرورت هایشان اجازه می دهد مانعی ندارد.زنان هرچه می توانند تلاش اقتصادی و اجتماعی وسیاسی کنند، شرع مقدس مانع نیست.
    دیدگاه سوم،نگاه زن به عنوان یک عضو خانواده است. این از همه مهمتر است، دراسلام به مرد اجازه داده نشده است که به زن زور بگوید وچیزی را بر زن تحمیل کند. برای مرد و حقوق محدودی در خانواده قرار داده شده است که از روی کمال مصلحت و حکمت است.»
     

    معیارهای توانمند سازی زنان درایران
    با اینکه ایران نیز در ردیف کشورهای در حال توسعه قرار دارد اما سابقه انقلابی و شرایط خاص فرهنگی باعث شده مسائل مربوط به زنان در ایران با کشورهای در حال توسعه دیگر متفاوت باشد.
     

    با وجود تمامی این ارزش های اعتقادی فاصله زیادی بین معیارهای اسلامی با پنج معیار تئوریسین های نظریه توانمندسازی وجود دارد که جریان این مسئله را در کشور به صورت غیر قابل تصوری کند کرده است و به سختی می توان تلفیقی بین این دو دیدگاه به وجود آورداما امیدواریم بتوانیم با توجه به روند توسعة، موجبات تغییر یا اصلاح قوانین متزلزل در راستای احقاق حقوق زنان را با هدف توانمندسازی ایجاد کنیم .
     

    به طور کلی توانمندسازی زنان از دو طریق میسر می شود:
     

    الف) حذف عواملی که مانع از فعالیت زنان می شود.
     

    ب) افزایش توانایی و قابلیت آنان. (محمودکتابی ویخجت یزدانی،زهرا فرخی راستایی،۶:۱۳۸۲)
    با توجه به این دو طریق معیارهای کلی حقوقی در جهت توانمندسازی زنان شکل مشخصی پیدا می کند.
     

    اولین طریق در مورد حذف عواملی است که مانع از فعالیت زنان می شود دراین موردمی توان به خلاء های قانونی که موجب عدم فعال بودن زنان در ایران می شود اشاره کرد:
     

    الف) عدم حضور فعال زنان در سیاست گذاری مستقیم دولتی و غیر دولتی ـ اداری و غیر اداری : در اکثر قوانین از جمله قانون کار- اساسی ـ مدنی ـ جزایی و . . . این نقصان وجود دارد و اصلاح هر کدام از این موارد مستلزم وجود افراد متخصص فقهی و حقوقی می باشد که البته داشتن نگاه جنسیتی در این موارد از اهمیت بسزایی برخوردار است.
     

    ب) حذف باورهای سنتی یا به اصطلاح فرهنگ سازی جنسیتی در توانمندسازی زنان : باورهای مربوط به نقش های جنسیتی که از زمان های دور در فرهنگ ریشه دوانده است و با توسعه تغییر به خصوصی نکرده است . تلاش در جهت معرفی برابری جنسیتی در فرآیند توسعه در جهت فرهنگ سازی از اقدامات مؤثر می باشد و همچنین با اصلاح قوانینی که موجبات فرهنگ غیر جنسیتی را محکم تر می کنند، می توان توانمندسازی زنان را توسعه بخشید.
     

    ج) حذف خشونت علیه زنان: شاید به جرأت بتوان گفت که امحای خشونت علیه ز نان ضرورتی برای توانمندسازی و سلامت زنان است. خشونت علیه زنان به معنای هر رفتارخشن وابسته به جنسیتی است که موجب آسیب شود یا با احتمال آسیب جسمی ـ روانی و رنج زنان همراه گردد و عوامل ایجاد کننده آن خانواده ، جوامع عمومی و یا دولت ها می باشند.
     

    با توجه به این نکات تدوین قوانین و اجرای راه های پیشگیری و مبارزه با خشونت علیه زنان از اهمیت بسزایی برخورداراست و عزم ملی و تلاش همگانی را می طلبد. در این خصوص برای ایجاد معیارهای کاملاً بی نقص و تخصصی ، در امور کیفری باید قوانینی تدوین یا اصلاح گردد.قوانین مربوط به خشونت باید با محوریت پیشگیری از خشونت باشد ضمن آن که بر توانبخشی قربانیان خشونت نیز تأکید داشته باشد و مطمئناً فرهنگ سازی علیه خشونت نیز بسیار مؤثر خواهد بود.
     

    د) کاهش تبعیض جنسیتی: براساس آخرین گزارش مجمع جهانی اقتصاد درباره کاهش تبعیض جنسیتی در کشورهای در حال توسعه مشخص شده که مسئله اقتصاد نقش بسیار مهمی در امر کاهش تبعیض جنسیتی در کشورها دارد که البته کشورها در این بخش نیز باید از تمامی امکانات برای تحقق این امر استفاده کنند.
     

    این مجمع برای بررسی وضعیت زنان، پنج بخش را تعیین کرده و برهمین اساس کشورها رده بندی شده اند. این تقسیم بندی شامل حقوق کار، بهره گیری از زنان در امور مدیریتی ، تحصیل و خدمات بهداشت و سلامتی است که با بازبینی قوانین مربوطه و اصلاح آن می توان در این خصوص نیز به توانمندسازی زنان رنگ تازه ای بخشید.(روزنامه شرق، ۱۳۸۴)
     

    دومین طریق افزایش توانایی و قابلیت زنان است که در این مورد می توان معیارهای ذیل را مورد توجه قرارداد:
     

    الف) آگاهی و آموزش زنان: ارائه کلیشه های تحقیر کننده همراه با تبعیض جنسیتی در کتاب های درسی و رسانه های عمومی باعث تزلزل مقام و منزلت زنان شده و قابلیت های انسانی را از بین برده است. البته باید دانست که آموزش فقط محدود به کتاب های درسی نمی شود بلکه باید کادر آموزشی را نیز از عواقب رفتارها و نگرش هایشان آگاه نمود و به اصطلاح دید و نگاه جنسیتی باید بین تمامی آموزگاران علم و عمل وجود داشته باشد و مهمترین مشکل در این مسائل کپی برداری از قوانین و مقررات موجود در کشورهای توسعه یافته است بدون توجه به مسایل انسانی منطقه ای و بومی و مذهبی البته در این مورد می توان به تقویت ظریفت سازی علمی ، انسانی ، اجرایی لازم برای توانمندسازی زنان در تمامی سازمان ها را نیز توصیه کرد.
     

    ب) قرارداد توانمندسازی زنان در راس امور و مسایل کشور و علی الاخصوص درقانونگذاری کشور: اصل ۲۱ قانون اساسی که قانون مادر کشور ما محسوب می شود دولت را موظف کرده است که حقوق زن را در تمام جهات با رعایت موازین اسلامی تضمین کند و برای ایجاد زمینه مساعد برای رشد شخصیت زن و احیای حقوق مادی و معنوی او تدابیر لازم را اتخاذ نماید، با توجه به این اصل، دولتمردان صراحتاً در جهت احیای حقوق زنان موظف شده اند، اما در بعضی موارد از جمله مسائل مربوط به ازدواج، طلاق، باروری و بهداشت جنسی و . . . قوانین و تغییرات لازم درقوانین از بسیاری از داوری های غلط و خرده گیری های جوامع بین المللی می کاهد و چه بسا ممکن است در این بازنگری ها نکاتی به نظر آید که با تغییر آنها بتوان اصل ۲۱ قانون اساسی را بدون داوری های غیر منصفانه ، در راستای اعتلای حقوق زنان به اجرا در آورد.(قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران)
     

    معیار های پیشنهادی توانمند سازی زنان درایران
    با توجه به مطالب مذکور در صفحات قبل در مورد مراحل برابری یا معیارهای نظریه توانمند سازی لازم به ذکر است، با توجه به روند توسعه، زنان در ایارن نیاز مبرمی به معیارهای دیگری دارندکه هرچه توانمند تر بتوانند به این روند کمک کنند.
     

    از این جهت پیشنهاد می شود دو معیار کلی دیگر به ۵ معیار کلی توانمند سازی برای زنان اضافه گردد و آن دو را تحت عنوان ۱- مهارت ۲- حمایت مطرح نمود.
     

    در مورد مهارت می موان یاد آور شد که آموزش نقش بسیار مهمی را ایفاء می کند و دراین زمینه باید از کمک موسسه ها ونهادهای دولتی و غیر دولتی استفاده نمود. داشتن مهارت برای زنان درایران را شاید بتوان از مصادیق داشتن آگاهی مطرح کرد،اما در بحث تخصصی بین مهارت وآگاهی فاصله بسیاری وجود دارد. مهارت داشتن توانایی برای انجام آگاهی می باشد.
     

    در مورد حمایت موضوع بسیار وسیع است. زیرا حمایت دارای جنبه های متفاوتی می باشد، از جمله حمایت شخصی(درخانواده ها از طریق اعظاء خانواده)، دولتی (از طریق اعمال قدرت توسط هر سه قوه دولتی علی الخصوص قوه مقننه وقضائیه) و غیر دولتی (اعمال قدرت از طریق نهادهای غیر دولتی فعال در زمینه زنان)
     

    " خانم س.غ اهل یکی از روستاهای شمال کشور به جرم داشتن روابط جنسی با برادر خود به اتهام زنای با محارم به اعدام محکوم شده بود و در زندان به سر می برد و خانواده هم پیگیری برای رفع اتهام وی نداشت. بعد از طی مراحل شناسایی توسط موسسه راهی با س.غ مراحل قانونی برای دفاع از ایشان در دادگاه طی گردید واز اتهام با ادله کافی مبری شد و بعداز مدتی در تهران مشغول به کار شد."
     

    نکته حائز اهمیت این است که ممکن است هزاران زن مثل س.غ وجود داشته باشند که باداشتن آگاهی و مصادیق دیگر توانمند سازی باز هم نتوانند در جهت توانمد شدن خود اقدامی صورت دهند ومطمئناًداشتن حمایت از هر طریقی(شخص،دولتی،غیر دولتی) از مهمترین مصادیق توانمند سازی است.
     

    تجربه ثابت کرده است که تصویب قوانین در ابعاد مختلف جهان به تنهایی کافی نبوده، بلکه نظارت دقیق بر اجرای این قوانین از موضوعات مهم قابل بحث بوده است. با توجه به مطالب گفته شده در راستای توانمندسازی زنان راه کارهای حقوقی ذیل پیشنهاد می شود:
    ۱-اضافه کردن طریقه سوم به دو طریق ایجاد توانمندسازی زنان، تحت عنوان اصلاح و بازنگری تمام قوانین موجود در کشور با توجه به روند توسعه و با در نظر گرفتن اصول کلی اسلامی با تکیه بر برابری انسانها
    ۲ـ تقویت و ایجاد مراکز مشاوره حقوقی در سطح استان ها و گسترش مشارکت مدنی متخصص در زمینه مختلف حقوقی
    ۳ـ ایجاد رویه واحد در رسیدگی به پروندهایی که یک طرف یا هردو طرف آنها زن باشد با تکیه بر داشتن نگاه جنسیتی بین کارکنان رسیدگی کننده
    ۴ـ تأسیس انجمن های امدادرسانی و مددکاری متخصص کلیه قربانیان جرائم
    ۵- تشکیل پرونده بالینی برای هر مجرم که حداقل از یک روانشناس متخصص و یک مددکار اجتماعی متخصص تشکیل شده باشد
    ۶ـ اجبار مراکز رسیدگی کننده و دادن ضمانت اجرا به اعمال آنها در مقابل قبول نظرات بالینی توسط روانشناس و مددکار اجتماعی و اعمال عقیده آنها در صدور رأی .
    ۷ـ تصحیح قوانین به طوری که میان زن و مرد یک نوع شرکت در اقتصاد ایجاد کند و دادن تصدی مشاغل مدیریتی توسط زنان
    ۸ـ بازنگری و اصلاح قوانین مربوط به حمایت از خانواده با تأکید برنقش زن
    ۹ـ جانشین کردن فرهنگ مسئولیت مشترک به جای فرهنگ مردسالاری با اصلاح و تغییر قوانینی که برمردسالاری تأکید دارند

     

    فهرست منابع
    ۱- شادی طلب،ژاله(۱۳۸۱)توسعه و چالش های زنان درایران،تهران،نشر قطره
    ۲- دفتر امور زنان نهاد ریاست جمهوری و صندوق کودکان سازمان ملل متحد(۱۳۷۲)نقش زنان در توسعه،تهران،نشر روشنگران
    ۳- ابوت،پاملا،کلر و والاس ،جامعه شناسی زنان ،ترجه منیژه نجم عراقی، تهران،(۱۳۸۰)نشر نی
    ۴- شجاعی،زهرا،متن سخنرانی(۱۳۷۹)مجموعه مقالات همایش توانمند سازی زنان،تهران،نشر مرکز امور مشارکت زنان ریاست جمهوری
    ۵- محمود کتابی وبهجت یزدخوانی و زهرا فرخی راستایی،پژوهش توانمند سازی زنان برای مشارکت در توسعه،فصلنامه مرکز مطالعات و تحقیقات زنان ،پژوهش زنان(شماره ۷/پاییز ۱۳۸۲)تهران،نشر دانشگاه تهران
    ۶- زن وحقوق،چهار جلد،تهران،مرکز امور مشارکت زنان ریاست جمهوری
    ۷- آخرین گزارش مجمع جهانی اقتصاد در باره تبعیض جنسیتی ،روزنامه شرق۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۴
    ۸- قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران...

     



    448